Saturday, September 25, 2004

"انسان عصر جديد هرگز به آن چه ميکند به تمامي دل نميسپارد. بخشي از او -عميق ترين بخش او- همواره بر کنار و هشيار است."


"عشق براي آن که محقق شود بايد قوانين دنياي ما را زير پا بگذارد. عشق رسواو خلاف قاعده است. جرمي است که دو ستاره با خارج شدن از مدار مقررشان و به هم پيوستن در ميان فضا مرتکب ميشوند."


"انسان مدرن دوست دارد تظاهر کند که تفکر او بيدار است. اما اين تفکر بيدار مارا به راه هاي پيچاپيچ کابوسي رهنمون شده است که درآن اتاقهاي شکنجه در آينه خِرَد تکراري بي پايان مي يابند. وقتي سر بر آوريم, شايد پي بريم که با چشمان باز خواب مي ديده ايم و خواب ها و روياهاي فرد تحمل ناپذيرند. و آن گاه, شايد, باز ديگر بخواهيم با چشمان بسته خواب ببينيم."


اکتاويو پاز - ديالکتيک تنهايي(از هزارتوي تنهايي)

2 comments:

Gharibe Ashena said...

هه! یاد اون قديم نديما کردی!
این فکر کنم اولين پست وبلاگی بود که تو
Single Tango
خوندم و به اصطلاح
made me wait a moment!

Raskolnik said...

Che ma'ni daare to ham ham zamaan ketaab hai ke man mikhoonam ro bekhooni ?! hich khosham naioomad !