Saturday, September 11, 2004


1.
اگر تونستی وقتی ماشین راه میره یک جوری از پنجره بیرون نگاه کن که چشمات تکون نخوره، انگار دارن یه جای ثابت رو نگاه میکنن، ...
اگر تونستی بعد بیا تا بعدیش رو بگم.
/* دیدی این بازیگر های احمق سریالهای بعد از ظهر تلویزیون ایران، وقتی در و دیوار رو نگاه میکنن هیچ وقت نگاهشون نمیافته توی دوربین. بلد نیستن نگاهشون رو با جرات بچرخونن و از روی دوربین بگذرونن؟ زنهاشون فقط بلدن کولی بازی در بیارن، مرداشونم فقط یا عصبانی میشن یا غیرتی ولی هیچ وقت به زنهاشون خیانت نمیکنن. */
2.
اگر تونستی فکرکن، فکر کن که نفس میکشی، به نفس کشیدنت نگاه کن و بدون اینکه هیچ تغییری بکنه، نه کند بشه، نه تند بشه، ...
/* دیدی اونجا که تو Amelie باباش داره معاینه ی ماهانه میکنه؟ که از بس باباش لمسش نمیکنه، سر معاینه که میرسه قلبش تالاپی میزنه و مامان باباهه فکر میکنند که قلبش مشکل داره؟ حالا برای مرحله دوی بازی زوده که بگم یک کاری کنی قلبت تالاپ نزنه یا رنگت و بعضاً دمای بدنت عوض نشه*/
اگر تونستی بعد بیا تا بعدیشو بگم.
3.
اگر تونستی فکر کن، بلند بلند فکر کن. همینطوری که فکرات قاطی میشه، هر چی پیش میاد بگو، بدون اینکه گفته شدنشون فکر جدیدی اضافه کنه و تغییری در فکر کردنت ایجاد کنه.
اگه تونستی بعد بیا تا بعدیشو بگم.
...
اگر تونستی آخرش فقط مشاهده گر باشی، بدون اینکه خودت جر واجر بشی، بدون اینکه دخالتی کنی، ...
اگر تونستی کارت خیلی درسته!


2 comments:

divooneh said...

kooooooorrrrrrrrrreeeeeeee kharrrrrrrrrrrrrr e bozzzzzzzghaaaaaleeeee .. deha. nafasam gereft ta fosh dadamaa .. avazi .. ba in postesh X(

Gharibe Ashena said...

I came to end, even if I can't perform any of them. And the last one was the hardest of all! (I mean "being wathching and doing nothing!")