Tuesday, July 25, 2006

دلم از زندگی پشت به ماشین ها توی اتوبان راه رفتن رو میخواد،
یه جوری که به خودش نگه "کیه که به دادم برسه؟"
میخواد که چمدوناش رو باز کنه و همه چیز رو برگردونه سر جای اولش،
میخواد که برگرده به همون لحظه ی اولی که دلش تکون خورد،
بعد بمیره،
و هیچ کس هم نباشه که به دادش برسه.

Never let me go

Wow. After I jumped, it ocurred to me. Life is perfect. Life is the best, full of magic, beauty, opportunity, and television. And surprises...lot's of surprises, yeah. And then there's the best stuff, of course. Better than anything anyone ever made up, 'cause it's real.