Saturday, March 19, 2005

Uno



دارم میرم بخوابم،...
توی رختخوابی که پر از خورده یونولیته!
خورده هایی که با نوک انگشتام از یونولیت بزرگه کنده م، که یه جای امن درست کنم براش.
گمونم شب امنی داشته باشم تا صبح، تا صبح که باید همه اینا رو بریزم دور.
عید شده :)
باید پاک شد!

1 comment:

Kont said...

هه!:) من فک می کردم با خود خورده یونولیتا جان پناه ساخته بودی واسش