Saturday, August 13, 2005



میرم دکتر میگم آقای دکتر، من عاشقم، به عبارتی هم با Caps-lock ON
شما را آیا گمان این است که عشق ما را هست پایان؟ الغیاث؟
ث بده! در ضمن من از قرص بدم میاد. یه چیز با اطمینان بده.



5 comments:

Kont said...

I showed my heart to the doctor
he said I just have to quit
Then he wrote himself a prescription
and your name was mentioned in it
Then he locked himself in a library shelf
with the details of our honeymoon
and I hear from the nurse that he's gotten much worse
and his practice is all in a ruin

meysam said...

ثم زدن به چیز تهی که هنر نیست. بگو مشکلت تا حل این مشکل کنم. م بده...

meysam said...

راستی از اینکه خونه ی احسان کمی بی توجهی کردم بهت معذرت می خوام.

kaveh said...

:))

Anonymous said...

بد کسخل شدی هاجر... بددددد