Sunday, December 18, 2005



- نعره مزن، جامه مدر، ...
- ششش... ساکت، آروووم، ...
- یه جوری پاکش کن که درد نداشته باشه
نرم، انگشتهام رو روی خطهای سیاه آینه می کشیدم. آینه تق و تق به دیوار میخورد.
بهش تکیه داده بودم، دیوارم درد داشت. دیوارم داشت اشک می ریخت.
- دوش دیوانه شدم
- امشب باز دیوانه شدی
- فردا شب هم دیوانه م ...
- و همه شبهای دگر هم!


3 comments:

semiadam said...

سلام همایی جون. ببین این دومینت داره expire میشه. ایمیلش رو فورمراد کردم بهت ولی یادمه یه بار گفتی اون آدرس ایمیلت کار نمی کنه دیگه. حالا خودت با این پرشین تولزی ها تماس بگیر ببین چی میگن!

لاف said...

بابا "ديگه ديونه شدن كه اينهمه قمپز ندره"

Yasaman said...

پس هیچ مگو!!!