Tuesday, September 06, 2005



دیشب با یک دوستی توی خیابون های تریست میگشتیم.خونه ای رو که پونزده سال پیش توش زندگی میکرد نشونم داد که پانصد سال عمر داشت. اون اطراف چندین ساختمون مشابه کنار هم بودند که در زمان جنگ جهانی یهودی ها اونجا زندگی میکردند و به جز ساعات خاصی از شب حق نداشتند از خونه بیرون بیان. توی اتاق های سه چهار متری، دو سه خانواده زندگی میکردند، که خیلی هم همه زود از گرسنگی و مریضی می مردند.
تو همسایگی این دوستم پیرزنی تا چند سال پیش زندگی میکرده که هنوز خاطرات اون زمان رو به یاد میاورده، اینکه چه طور یک روز سی و شش یهودی رو از یکی از این خونه ها که تنها خونه ایه که هنوز به همون شکل باقی مونده بیرون کشیده ند و تیر باران کردند. این محله هنوز یهودی نشینه و به قیمت ارزونی به بقیه اجاره داده میشه، همه خونه ها به جز همون خونه تعمیر و بازسازی شده ند. توی اون خونه همه یهودی هستند.
وقتی به تنها خونه ای که هنوز به شکل قدیمی ش نگهداری شده رسیدیم دیدم یه پرچم ایتالیا به یکی از پنجره ها آویزون شده که معلومه خیلی وقته اونجاست، بعد فهمیدم زمان حمله ی آمریکا به عراق، مردم ایتالیا به نشانه اعتراض هرکدوم یک پرچم ایتالیا دم پنجره شون آویزون کردند و این خانواده هنوز پرچم رو از پنجره شون جدا نکرده ند.
یاد "فقط معین" خودم افتادم، دلم خواست عکسش رو اینجا بگذارم!



2 comments:

Oxy said...

salam
man az doosthaye Saeed beitiem(ke albatte ma'loom ham nist saeed ro ham beshnasi). be har hal link e webloget ro too weblog e oon didam o kheily ham khosham miad azash o har vaght vaght konam mikhoonamesh. didam neveshti ke dari miaee Toulouse. man alan daram inja dars mikhoonam. age oomadi Toulouse, khoshhal misham bebinamet va age komaki azam bar oomad dar khedmatam.

pedram said...

سلام

اگه سر راه ونيز از وروناي زيبا گذشتي حتما توقفي داشته باش و برو يه سر خونه ژوليت

خوش بگذره
جاي ما رو هم خالي كن.